راهزن ایمان

پشت ماشینی نوشته بود:

یزید اگه مردی بیا فلان آباد ...

و یه ماشین دیگه ، پشت شیشه اش نوشته بود :

یزید مگه نیای فلان شهر ( شهر خودشون )

با خودم فکر کردم کوفیها هم این رو می گفتند و چقدر هم از خودشون مطمئن بودند . ولی وقتی طلاها ، تهدیدها و تزویر های ابن زیاد رو دیدند همون آدمها به جنگ شریفترین انسان روی زمین رفتند و چه ناجوانمردانه و روباه صفت ،  فرزند رسول خدا و بهترین یاران آن حضرت رو کشتند و حرمت خاندان رسول خدا رو زیر پا گذاشتند ...

یزیدهاخیلی وقته اومدند پیش ماهستند.امانمی بینیم...یابعبارتی چشامونو بستیم که نبینیم.

روز عاشورا همه سراپاشوریم که چی ... که برای امام حسین ع عزاداری کنیم،باشه قبول...اماهرچی آدابی داره...بایدببینیم امام حسین ع ازماچی میخواد نه اینکه مابرای امام تعیین تکلیف کنیم.بگیم مااینیم میخوای بخواه نمیخوای نخواه!!!!

کمی به خودمان بیاییم ببینیم که کی مارو به میدان آورده امام حسین ع یازرق وبرق وهوی هوس وریا خودنمایی...

هفتاد و دو نفر تشنه لب تاریخ راعوض کردند آیامابااین جمعیت میلیونی عزادار میتونیم یکدونه فرهنگ غلط رایج دربین خودمان راعوض کنیم...  الله واکبر...

خدایا ما رو لحظه ای و کمتر از لحظه ای به خودمون وانگذار ...

خدایا کمکمان کن زر و زور و تزویر وریاوخودنمایی راهزن ایمانمان نشوند ...

آمین.

/ 0 نظر / 8 بازدید